السيد عبد الحسين الطيب

256

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

آيه 64 . و ابى لهب پسر عبد المطلب عم پيغمبر اكرم بوده و اعلى عدو آن حضرت بود و زوجهء او ام جميل دختر حرب خواهر ابى سفيان بود ، بعضى گفتند : ابى لهب كنيه او بوده و نام او عبد العزى بوده و چون عزى اسم يكى از اصنام قريش است لذا خداوند به كنيه ذكر فرموده ، و بعضى گفتند : نام ديگر از اصنام را داشته لكن تحقيق اين است كه ابى لهب اسم او بوده زيرا حضرت عبد المطلب نام فرزندش را عبد العزى نميگذارد چنانچه نام پدر حضرت رسالت را عبد اللَّه گذارده و پدر امير المؤمنين كه ابى طالب باشد عمران گذارده ، و ابى لهب او را گفتند : براى اين بود كه در مورد غيظ و غضب صورتش برافروخته ميشد مثل آتش كه شعله‌ور گردد كه ميفرمايد : ( انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ ) يعنى فروگزار نميشود شرارهء آن آتش . وَ تَبَّ بعضى گفتند : تكرار تب براى تأكيد است ، بعضى گفتند : اول انشاء است و دوم اخبار است ، بعضى گفتند : هر دو اخبار است . اقول : اول تبت يدا أبى لهب فاعل تبت يدين ابى لهب است و دوم و تب فاعل خود ابى لهب است لذا اول را تأنيث آورد و دوم را مذكر فرمود كه هم دستهاى او بغل و زنجير آتشى گرفتار مىشود و هم او را بنفسه در آتش و هلاكت مياندازند كه مصداق : خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ دخان آيه 47 . و معناى فاعتلوه يعنى او را بكشيد بميانه آتش و مصداق : خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ الحاقه آيه 31 . [ سوره المسد ( 111 ) : آيه 2 ] ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ ( 2 ) بىنياز نميكند از او نجات از عذاب نميدهد او را مال او و آنچه كسب كرده چون ثروتمند بود و مال خود را بدشمنان رسول ميداد و آنها را وادار ميكرد در كشتن و اذيت پيغمبر و ساير عمليات او مخصوصا در دار الندوة كه اجتماع كردند در مشورت در كيفيت كشتن حضرت رسول و دستور دادند كه خارجى داخل نشود شيطان به صورت پير مرد نجدى آمد و گفت : من هم در عقيده با شما همراه هستم او را راه دادند . و در مشاورت بعضى گفتند يك نفر را انتخاب ميكنيم برود آن حضرت را بكشد سپس